خداوند ـ عزّوجلّ ـ، میانه روی را دوستدارد . [امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
غدیر ، علم ، قرآن ، جوادی آملی ، جوان ، دانش ، دانشجو ، 16آذر ، امام حسین ، امام خمینی ، رمضان ، روز دانشجو ، آموزش ، ازدواج ، امام صادق ، امام علی ، فرهنگ ، عید ، صادق ، رهبر ، عشق ، کتاب ، کربلا ، کهکشان ، لینک امام حسین ، لینک عاشورایی ، مباهله ، محکومیت ، مخابرات ، مختلط ، مدرسه ، مرد ، مردم ، مرز های علم ، مشاهده کیهان ، مطالعه ، مظلوم ، معصیت ، مفضل ، مقام معظم رهبری ، مهندسی ، مهندسی فرهنگی ، مومن ، نماد ، نماز عید فطر ، هنر ، واسط فیض ، ولایت فقیه ، وهابیت ، یاد غدیر ، 13آبان ، رهبر فرزانه ، روابط ، صوم ، طاعت ، طلبه ، عبرت ، عزا ، عزای امام حسین ، علم بی نهایت ، علما ، علوم ، علی ، علی بن محمد ، فاطمه ، فرایند اطلاعاتی ، فرزانه ، فضل ، فهم ، فیزیک اتمی ، فیزیک هسته ای ، قرآن در زندگی بشر ، قرائت دین ، قربان ، قم ، کاظمین ، امام محمد باقر ، امتحان ، امیرالمومنین ، انرژی هسته ای ، انزجار از اسراییل ، اهل بیت ، ایزوتروپ ، اینترنت ، بزرگان ، بسیج ، بصیرت ، بیانات رهبر ، پاسخ علمی ، تاریخ کربلا ، تبلغ مجازی ، تحریف ، تحریفات عاشورا ، تخریب غزه ، تفسیر ، تلسکوپ ، تولید علم ، توهین ، جام جهانی ، جمعه ، جنایات اسراییل ، جنگ ، جواد الائمه ، ازدواج سالم ، اسراییل ، اسلام ، اعتماد به نفس در آموزش ، الگوی امت ، امام ، امام باقر ، امام جمعه ، امام جواد ، آموزش ازدواج ، آنفلوآنزا ، آیت الله جوادی آملی ، آیت الله خامنه ای ، آیت الله سبحانی ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله هادوی ، آیت الله وحید خراسانی ، اتم ، احکام رمضان ، ارتباط ودلبستگی به امام عصر ، ارزش ، روز قدس ، روزه ، زن ، زیستن ، سانتریفوژ ، سهام ، سی ان ان ، شبهات ، شخصیت اخلاقی ، شخصیت علمی ، شرایط ازدواج ، شعر ، شهادت ، شهید مطهری ، رنگ خدا ، امام رضا ، 2010 ، آژانس هسته ای ، آسیب های اینترنتی ، آشنایی با اصول ازدواج ، دانلود ، دختر پسر ، درس ، درس ازدواج ، دفاع مقدس ، دهه امامت ، دیدار روز عید فطر ، رابطه دختر وپسر ، رسم الخط ، رسول الله ، رفاقت ، حدیث ، خبرگزاری ، خصوصی سازی ، خطبه های عید فطر ، خطیب جمعه ، خوشبختی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :13
بازدید دیروز :35
کل بازدید :96168
تعداد کل یاداشته ها : 76
04/1/16
3:51 ص
امام علی (ع)

خیلى کم اتّفاق مى افتد که برترى جنگى با برترى سیاسى در یک انسان جمع شود، ولى امام علی علیه السلام در همان لحظه که یک جنگجو بود، در همان زمان یک سیاستمدار بود؛ بلکه، به تعبیر دوران ما، یک دولتمرد بود. سیاست داخلى و خارجى خود را در سطح دوستان و دشمنانش برنامه ریزى مى کرد و در اداره و رهبرى مردم همان طرح و سیاستى را اجرا مى نمود که در برنامه ریزى کارها و امور جارى انجام مى داد و در هر دو مورد تمام احتمالات را در دگرگونى رویدادها و تغییر شرایء با حکمت و فکر باز و برنامه ى صحیح در نظر مى گرفت و روش هاى گوناگون را در برخورد با حوادث با نرمى و ملایمت به کار مى برد تا بدى قحطى و کمبودها را به وضعیّتى بارور و سرشار بدل سازد.

کسانى که مى پندارند امام سیاستمدارى زیرک نبوده است سیاست را

به معنى و چهره ى حقیقى آن در نظر نمى گیرند و از مفهوم اصلیش دور ساخته و از محتوا عارى کرده اند. سیاست، حقّه بازى و فریبکارى و نوعى پستى و فرومایگى نیست که انسانیّتِ انسان را لگدکوب و کرامت او را پایمال کند تا بتوان از هر راهى به اهداف پست آن رسید. در زیرکى و سیاستمدارى معاویه مطالب فراوانى گفته شده است، ولى على (علیه السلام) در مقابل این پندار نادرست چنین فرمود:

به خدا سوگند، معاویه از من زیرکتر نیست؛ او خیانتکار و تبهکار است [ نهج البلاغه، خطبه ى 200. ] و من خیانت و عهد شکنى را دوست ندارم.

نگاهى عمیق تر به حوادث و شواهد تاریخى، دوراندیشى امام را بخوبى روشن مى کند؛ بدین معنى که به زمینه هاى ایجاد خطر و بروز حوادث و دگرگونی هاى محتمل توجّه فراوانى داشته است و از روى آنها پرده برداشته و خطرات آنها را گوشزد کرده و براى جلوگیرى از آنها اقدامات لازم را نموده است؛ مثل کسى که خاکسترها را از روى جرقه هاى آتشى که در زیر آنها مدفون است به یک سو مى زند و آن را- پیش از آنکه به اطراف پراکنده و موجب آتش سوزى گردد- خاموش مى کند.

همان گونه که امام از اخبار مربوط به دشمن و معرّفى افکار خود و ترویج رفتار و برنامه هاى خود غافل نبود، در عین حال، هیچ گاه از پى گیرى عملکرد استانداران و نمایندگانش در شهرها و استانهاى مختلف نیز غفلت نمى کرد تا از خوش رفتارى آنان دربین مردم و پایبندى آنها نسبت به حدود وظایف و تکالیفشان یقین حاصل کند و بداند که پا را از محدوده ى سیاست عمومى مرسوم او بیرون نمى گذارند

 

 


از جمله دلایل بیدارى سیاسى امام آن است که همراه با فرستادن جاسوس به سرزمین دشمن کارى مى کند که امروزه جنگ روانى نامیده مى شود که بعضى گمان مى کنند این گونه جنگ ها از نوآورى و ابداعات در عالم سیاست و از ابتکارات رهبران و سیاستمداران عصر حاضر است. صفحات تاریخ پُر است از نمونه هایى از نامه ها و پیام هایى که امام به گوشه و کنار کشور اسلامى خود نوشته و آنها را تشویق کرده است که آرا و اذهان عموم را آماده ى پذیرش نظریّات و دستوراتش کنند تا اگر خواست کارى را تثبیت کند و یا آن را تغییر دهد با مشکلى در ارتباط با نظریّات مردم مواجه نشود. هم چنین در کتب تاریخ نمونه هاى بسیارى از شعر شاعران مربوط به امام را مى بینیم که قصیده هایى در دوران گردش آسیاى جنگ و یا در زمان صلح سروده و به شرح اهداف و تبیین مواضع امام و ادّعاهاى دشمنانشان پرداخته اند و حقیقتى را که مخالفین به نیرنگ از آن دم زده اند روشن کرده و روح معنویّت را در سربازان دمیده و تذکّرات معنوى به آنان داده اند تا باز دارنده ى کسانى باشد که از راه باطل رفته و حق او را نادیده گرفته و بر او تجاوز کرده اند.

 

همان گونه که امام از اخبار مربوط به دشمن و معرّفى افکار خود و ترویج رفتار و برنامه هاى خود غافل نبود، در عین حال، هیچ گاه از پى گیرى عملکرد استانداران و نمایندگانش در شهرها و استانهاى مختلف نیز غفلت نمى کرد تا از خوش رفتارى آنان دربین مردم و پایبندى آنها نسبت به حدود وظایف و تکالیفشان یقین حاصل کند و بداند که پا را از محدوده ى سیاست عمومى مرسوم او بیرون نمى گذارند.

دوستی با امام علی

امام در نامه اى به مَصْقَلََْبن هُبَیْرَه استاندار و عاملش در اَرْدَشیر خُرَّه چنین مى نویسد:

"خبر کارى از تو به من رسیده که اگر چنان کرده باشى پروردگارت را به خشم آورده و امام خود را غضبناک ساخته اى و آن اینکه تو غنایم مسلمین را- که با نیزه ها و اسبانشان به دست آورده و در راه آن خونهایشان را ریخته اند- در بین خویشاوندان عربت- که اطرافت جمع شده اند- تقسیم کرده اى. هیچ گاه حقّ پروردگارت را سبک مشمار و دنیاى خود را با نابودى دینت، اصلاح و آباد مکن....آگاه باش که حقّ مسلمانانى که نزد تو و نزد مایند در تقسیم این غنایم یکسان است. آنان که براى گرفتن نزد من مى آیند حقّ خود را مى گیرند و باز مى گردند. "[ نهج البلاغه، نامه ى 43. ]

تعقیب و پیگیرى امام از عمّال و نمایندگانش فقط مربوط به رفتار عمومى و وظایف استاندارى آنها نبود، بلکه برکارهاى شخصى آنان نیز نظارت مى کرد و با معیارى دقیق آنها را مى سنجید؛ زیرا آنان پیشوایانى بودند که مى باید رفتار و زندگى آنان سرمشق زندگى زیر دستانشان باشد.

خبردار شد که عثمان بن حُنَیْف نماینده و استاندار او در بصره بر سر سفره اى رنگین دعوت شده است که گروهى از ثروتمندان نیز در آنجا و بر سر آن سفره نشسته بوده اند. امام به او نوشت:

"اى پسر حُنیف!... مردى از جوانان بصره تو را به خوانى دعوت کرده و تو به سوى آن شتافته اى. بر سر آن سفره غذاهاى رنگارنگ برایت فراهم آمده و کاسه هاى بزرگ نزد تو چیده اند. گمان نمى کردم که تو پذیراى طعام مردمى باشى که تهى دستانشان مورد جفا و بى اعتنایى قرار گرفته و ثروتمندانشان دعوت شده باشند....

آگاه باش! هر پیروى، پیشوایى دارد که به او اقتدا کرده از پرتو دانشش روشنى مى گیرد. بدان که پیشوا و امام شما از دنیاى خود به دو جامه ى فرسوده و از غذاى آن به دو قرص نان بسنده نموده است. بدانید شما نمى توانید بدینگونه رفتار کنید. لکن مرا با پرهیزگارى و کوشش و خویشتن دارى و درستکارى و استوارى خود یارى دهید.... هرگز هوا و هوس بر من چیره نمى شود و گرسنگى مرا وادار نمى کند که غذاهاى گوناگون را برگزینم؛ در صورتى که شاید در حجاز و یا یمامه کسى باشد گِرده ى نانى هم امید نداشته و روى سیرى ندیده باشد. چگونه سیر بخوابم و در اطرافم شکمهاى گرسنه وجود داشته باشد؟ آیا بدین بسنده کنم که امیرمؤمنانم بخوانند؛ بى آنکه در دشواریهاى روزگار شریک آنان باشم؟...

پس تقواى خدا پیشه کن، اى پسر حُنَیْف! به همان نان هاى خودت بسنده کن تا از آتش دوزخ رهایى یابى."

[ نهج البلاغه، نامه ى 45. ]

در عظمت و اهمیّت این عهدنامه همین بس که در آن بر وحدت و انسجام اجتماعى و سیاسى تمام افراد یک جامعه تأکید شده و بدون هیچ تفرقه و امتیازى همه مى توانند به ریسمان واحدى چنگ زنند و باوجود تمام اختلافات اجتماعى و فکرى و عقیدتى که دارند همه ى افراد یک کشور با یکدیگر مساوى و یکسان باشند

 

 


این نامه ى امام درسى است در تربیتى اخلاقى و در اینکه چگونه حاکم باید سرمشق امّت خود باشد تا به او اقتدا کنند و از او پیروى نمایند.

 

واقعیّت این است که امام به هر صورت ممکن نمى گذاشت که استاندارانش هر کارى را که مى خواهند انجام دهند و هیچ برنامه و سرمشقى نداشته باشند و حدود تکالیفشان روشن و واضح نباشد و ندانند که چگونه در امور دنیا و دین حرکت کنند.

در این مورد، بهترین دلیل- براى هر کسى که بخواهد مراجعه کند- همان دستورالعملش براى مالک اَشتر نخعى به هنگامى است که استاندارى مصر را به او واگذار کرد تا با برنامه و قوانینى که براى اداره امور و سرپرستى مردم وضع کرده است آشنا شود.

به شگفتى مى آییم؛ هنگامى که مى بینیم امام، در این دستورالعمل، اصول کلّى حکومت را به طور روشن و واضح مشخّص مى سازد؛ همان اصولى که مکاتب سیاسى براى رسیدن به آن در طول قرون طولانى به زمین خورده اند و هر یک مدّعى شده که تنها او به آن مرتبه رسیده است و دیگران نرسیده اند.

در عظمت و اهمیّت این عهدنامه همین بس که در آن بر وحدت و انسجام اجتماعى و سیاسى تمام افراد یک جامعه تأکید شده و بدون هیچ تفرقه و امتیازى همه مى توانند به ریسمان واحدى چنگ زنند و باوجود تمام اختلافات اجتماعى و فکرى و عقیدتى که دارند همه ى افراد یک کشور با یکدیگر مساوى و یکسان با

 

شند

 

 

منبع: افضلیت على (علیه السلام)؛ عبدالفتاح عبدالمقصود

 

 


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ این پلی است تا با کاربران وعلاقمندان به شبکه افق در ارتباط وتبادل اندیشه باشیم. با ماهمراه باشید