به گواهى تاریخ، حاکمیت جباران بدون بهره جستن از اهرم بى سوادى و بى خبرى عامه، امکانپذیر نبوده است و اگر هم کسانى بودهاند که از دانش و آگاهى، اندوختهاى داشتهاند، لکن به علت فقدان بینش سیاسى و ارزیابى از فرایند امور، در بحرانهاى ویرانگر، غرق و نااهلان بر آنان چیره گشتهاند.
شرایط تداوم بخشی قیام حسینی
لینک های صوت و فیلم را برگرفته شده از سایت تبیان اینجا ببینید
براساس نقلی معروف از حضرت سکینه (علیهالسلام) بالای بدن مطهّر امام حسین (علیهالسلام)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثه? تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونى»[1]؛ «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید»؛ زیرا اگر امام حسین (علیهالسلام) به خلافت میرسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت.
بنابراین، اصل کلی این است که هر حادثه? تلخ و ناگواری را باید بهانه کرد و برای سالار شهیدان اشک ریخت؛ نه آنکه افراد داغدیده برای تسکین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیهالسلام) را بهانه کنند و برای التیام زخم خویش اشک بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزا داری فرق وافر است؛ زیرا محصول یکی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیهالسلام) است و نتیجه? دیگری تسلیت برای خود؛ هر چند ممکن است بهانه قرار دادن واقعه? جانسوز کربلا هم بیاثر نباشد.
وجود مبارک سیدالشهداء (علیهالسلام) فرمودند: «أنا قتیل العبرة»[2]؛ یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقهمندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکه? چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.
این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل بیت (علیهمالسلام) در قلب شیعیان حضور پیدا میکند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (علیهمالسلام) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمیکند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده میگیرد و دلِ دوستان حسین بنعلی (علیهالسلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود میشود.
?/ ترک دنیا
منشأ مبارزه? با دین، دوستی دنیاست؛ چنانکه منشأ یاری دین خدا ترک دنیاست. فرعون با آنکه میدانست حضرت موسی (علیهالسلام) بر حق است، ولی در برابر او ایستاد؛ ?و جحدوا بها واستیقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً?[3] و این نبود، جز در اثر محبت به دنیا.
سنّت عترت طاهرین (علیهمالسلام) خطرها و موانع پیشرفت خود را انسانهایی دانستند که