آنچه مهم است، تولید علم است. دوستان آمارهایی دادند، من هم این آمارها را قبول دارم. به ما هم در زمینه های پیشرفتهای تحقیقی و مقالات منتشره در مجلات علمی و معتبر دنیا هم گزارشهایی داده شد؛ منتها توجه کنید که تولید علم- یعنی شکستن مرزهای علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولی را نیاز داریم. نه این که به دومی نیازی نیست، اما دومی کافی نیست. این که نوشته و تحقیق و فرآورده ذهن دانشمندان در زمینه علوم مختلف- چه علوم انسانی، چه علوم تجربی- بیاید و خوب دانسته شود و همین ها محور تشخیص و معرفت نهایی انسان شود، چیز مطلوبی نیست. ما می بینیم که در زمینه های مختلف، تحقیق و پژوهش و رسیدن به نظریه در دنیای مادی و دنیای غرب، مبنای قابل قبول و مورد اعتمادی نبوده؛ بخصوص در زمینه علوم انسانی، که علوم تجربی و در فناوری هم اثر خودش را نشان می دهد. نگاه اسلامی به انسان، به علم، به زندگی بشر، به عالم طبیعت و به عالم وجود، نگاهی است که معرفت نوینی را دراختیار انسان می گذارد. این نگاه زیربنا و قاعده و مبنای تحقیقات علمی درغرب نبوده. تحقیقات علمی در غرب، دینی که رنسانس علیه آن قیام کرد و خط فکری و علمی دنیا را درجهت مقابل و مخالف آن ترسیم کرد، دین نبود؛ توهمات و خرافاتی بود با عنوان دین.
تولید علم- یعنی شکستن مرزهای علم و پیشرفت کردن- با تحصیل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اولی را نیاز داریم. نه این که به دومی نیازی نیست، اما دومی کافی نیست...
خوشبختانه ما پیشرفت کرده ایم، بوضوح می شود این را دید. اگر قرار بود درمحیط غیردینی و ضددینی،
ادامه مطلب...